فن بیان، آن چه که باید بدانیم!

بر خلاف آنچه که شاید به نظر بیاید، سخنوری از پیشینه تاریخی بسیاری برخوردار است. اسناد و اشارات بسیاری در باب رونق سخنوری در زمان پیش از اسلام و به خصوص اسناد و راهنمایی هایی منصوب به کوروش کبیر، در این خصوص وجود دارد. همین طور است اسناد و نوشته هایی که از نقش سخنوران مذهبی، پس از ورود اسلام به ایران، برایمان پرده بر می دارد. در غرب، شکل تکوین یافته سخنوری از یونان باستان بارز می شود و سخنرانی، دیگر برای تحت تاثیر قرار دادن توده توسط سخنران مقتدر خارج شده و علاوه بر استفاده های کاربردی، در قضاوت، وکالت و ... به شکل هنری مستقل و والا نیز  آن پرداخته می شود. سخنوران آن دوره، می بایست به مطالعه ی علوم مختلف از جمله فقه، سیاست و قضاوت می پرداختند. به خصوص مطالعه ی  علم بیان، معنا و ادبیات از اصول پایه ای یادگیری فن خطابه به شمار می رفته است و سخنوران مجبور بودند با همت و زحمت فراوان بر فن خطابه تسلط یابند. شاید دانستن این که "دموستنس" برای تمرین فن خطابه ماه ها در غار به سر می برد و برای این که فکر بازگشت به میان آدمیان را از سر بیرون کند، نیمی از ریش صورتش را تراشید، تا نتواند از غار خارج شود! گوشه ای از جدیت و درجه ی اعتبار این علم را در روزگاران گذشته بر ما آشکار سازد.  از جمله سخنوران معروف یونان باستان می توان به "نباذقلس"، "ایسوقراطس" و "دموستنس" اشاره کرد. اما اثر بی بدیل دوران یونان باستان، بی شک کتاب "آیین سخنوری"، اثر ارسطوست که تاریخ نگارش آن به بیش از سال سیصد قبل از میلاد بر می گردد. پس از یونان باستان، فن خطابه نیز، مانند تمامی میراث یونان باستان، در هنر، علوم، فلسفه و ... در امپراطوری روم باستان، بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. از جمله سخنوران معروف روم باستان، می توان به "سیسرو"، "ژولیوس سزار"، "مارک آنتونی" اشاره کرد که برخی خطابه های آنان در ردیف آثار ادبی، جایگاه کلاسیک یافته اند. از دوران کهن تا به امروز، جز  برهه ای  در دوران قرون وسطی که تمام امور والا، به حاشیه رانده می شود، سخنوری همواره مورد توجه جوامع مختلف انسانی بوده است.

امروز نیز، اهمیت فن سخنوری، در سیاست، تجارت، در پیشبرد حرکت های اجتماعی، در امور سازمانی، در تیاتر، تلویزیون و خلاصه هرکجا که زبان کاربرد دارد، بر کسی پوشیده نیست. و هرکسی که به دنبال کسب نتایج بهتری در زمینه ی ارتباط باشد، می بایست، از بیان و تسلط بر کلامی موثر برخوردار باشد. همین طور است، پرورش تفکر، پرورش استدلال که با گسترش دایره لغات، مطالعه ی بسیار، یادگیری اصول روانشناسی، شناخت اصول بیان و حس، استفاده از زبان بدن و...

به طور کلی سخنور کسی است که می تواند، با پرهیز از ایراد کلمه ها به شکل سطحی و ناشنیدنی، با به کارگیری زبان با بیانی شیوا، سکوت های به موقع، تغییر لحن صدا، تاکیدهای مناسب برای هر حرف و کلمه، با تسلط بر محتوا و  با استفاده از اصول حرفه ای دیگر، بیشترین حد از انتقال مفهوم و تاثیر مورد نظر را بر شنودگان بگذارد. حال می خواهد این شنوده ها، در میدانی شلوغ در مرکز آشوبی اجتماعی باشند، یا نطقی باشد در مجلس اعیان انگلیس، یا اجرایی در برنامه ی زنده ی تلویزیونی.

با توجه به لزوم آگاهی و به کارگیری فن بیان و سخنوری، و برای آشنایی مختصر با فن سخنوری، در ذیل به ذکر چند مورد از اصول یادگیری آن به شکل گذرا اشاره می شود.

* ارتفاع صدا: استفاده از پرده های صدا برای رسیدن به اوج.

* سقف صدا: رسیدن به بالاترین پرده ی صدا که در هر شخص متفاوت است. (می توانید پس از گرم کردن حنجره شروع به شناسایی و کشف بالاترین پرده ی صدای خود بپردازید.)

* تسلط بر سطح نهایی صدا که آن هم در هر شخص متفاوت است و موضوع آن عبارت است از تسلط به آن چه که توان صدا نامیده می شود.

* بدنی قدرتمند، صدایی قدرتمند تولید می کند. بدنی که شامل عظلات قوی به طور کلی و به خصوص در عظلات گردن، قدرت تارهای صوتی و تنفس صحیح خلاصه می شود.

* مدیریت صدا که شامل کنترل حجم صدا، کم و زیاد کردن حجم صدا به تناسب محتوا و فضایی که سخنور در آن به ایراد سخن می پردازد بستگی دارد.

* رابطه ی حجم صدا و ارتفاع صدا معکوس است. هرچه ارتفاع صدا بالاتر برود، حجم صدا کم می شود. برای مثال، برای ایراد مطلبی حماسی یا مرثیه، و برای ایجاد هیجان، به حجم صدای بیشتری نیاز است و برای مطالب عاطفی، حجم صدای کمتر نیاز است. وقتی بتوانیم حجم صدایمان را کنترل کنیم، نفسمان دیر تمام می شود، کمتر پیش می آید که صدایمان بگیرد، انعطاف و تحریر بیشتر می شود، در ادای کلمات، تنوع حجم صدا ایجاد می شود و کمتر پیش می آید که مخاطب خسته شود.

* به صدای نازک، صدای زیر، به صدای کلفت، بم گفته می شود. هر چه طول تارهای صوتی بیشتر باشد و ضخامت آن کمتر، صدا زیرتر و هرچه طول تارهای صوتی کمتر و ضخامتش بیشتر باشد، صدا بم تر است.

* تسلط بر لحن که به معنای تلفظ و ادای کلمه ها بر اساس بار معنایی و عاطفی خاص هر کلمه و به معنای پرهیز از ادای کلمه ها به شکلی ثابت و خسته کننده برای شنونده است. تسلط بر محتوا که فضای حاکم در لحن کلی گوینده را با توجه به سمت و سو و هدف نطق سوق می دهد. تسلط به لحن صدا که اشاره به کشف نقاط تاثیر گذار در هر نوع صدایی که شخص دارد، تعریف می شود.

به عنوان نکته ی آخر باید اشاره کرد که برای سخنوری نمونه بودن، باید در نظر داشت که محتوای کلمات چیزی در حدود تنها 7% درصد از بار انتقال را بر دوش می کشد. استفاده از انتقال بدون کلام، که همان استفاده از زبان بدن است ( استفاده صحیح از ژست، نگاه، حالت های چهره و ...) همین طور ظاهر سخنور، صدای او، زمان و فضایی که خطابه در آن ایراد می شود نیز نقش دارند. جمعی از  محققان معتقدند که ارتباط شامل 55% زبان بدن ، 38% تن صدا ، 7% محتوای کلمات ، به اصطلاح قانون 7% -38% -55% می باشد.

امروز بیش از هر زمان دیگری، ارتباط کلامی بیشترین بار ارتباط بین انسان ها را به دوش می کشد. در برنامه های تلویزیونی، شبکه های اجتماعی، نمایش های صحنه ای و تلویزیونی، سخنرانی ها و گردهمایی ها، در ارتباط های دو یا چندنفره ی روزمره و خلاصه هرجایی که فکرش را کنید، کسی موفق تر عمل می کند که از تسلط بیشتری بر فن بیان برخوردار باشد. فنی که خود نیازمند بهره مندی از خرد و ذهن پرورش یافته ای است که خوشبختانه کاملا اکتسابی است. در حال حاضر، برای پیشرفت در شغل، در سیستم های مدیریتی، برای گویندگی رادیو و تلویزیون، برای بازی در تیاتر و سینما، برای انتقال بهتر معنای مورد نظر در ارتباطات روزمره، بیش از هر زمان دیگری، نیاز به یادگیری و تسلط بر فن بیان احساس می شود.

سامان رستمی

منابع:

 - کتاب تکنیک های فن بیان و اصول سخنرانی کتاب سبز

کتاب زبان بدن – محمدعلی حسینی

کتاب رساله سخنوری – محمدعلی حسینی

کتاب تاریخ تحلیل سخنوری – محمدعلی حسینی

sokhanvaran.org

bahrampoor.com

wikipedia.org