اصول کارگردانی سینما

کارگردان سینما کسی است که اصول کارگردانی سینما را به کار می گیرد تا نوع تفکر و دید خود را به ساختار یک فیلم تزریق می‌کند و در نهایت قصه‌ای از زاویه‌ی دید او روایت و به نمایش گذاشته می‌شود. در واقع می‌توان گفت که کارگردان با جهان‌بینی خاص خود دنیای تصویر و صدا را به تسخیر خود در می‌آورد تا مخاطبان را با نگاه خود به جهان روبرو کند و در نهایت تاثیری که مدنظرش است را ابتدا بر تک‌تک انسان‌ها و در نهایت بر جامعه بگذارد.

اما سوال اصلی‌ای که این مقاله سعی بر آن دارد که پاسخ‌گوی آن باشد، این است؛ کارگردان چه اصولی را چگونه به کار می‌گیرد تا به این مهم دست‌یابد؟!

در زیر به هفت عنصر اصلی که یک کارگردان باید در روند فیلمسازی خود  بر آن مسلط باشد می‌پردازیم.

1-میزانسن

میزانسن به معنای صحنه‌آرایی با هدف زندگی بخشیدن و به صحنه‌کشیدن یک کنش انجام می‌شود. میزانسن در سینما شامل مواردی چون؛ صحنه‌آرایی و چینش عناصر داخل صحنه، نورپردازی، لباس، گریم، رنگ‌آمیزی عناصر و کنش و رفتار بازیگران نسبت به وقوع حوادث صحنه و نسبت به یکدیگر می‌شود. به این ترتیب سلیقه‌ی کارگردان در انجام میزانسن‌ها منجر به منجر به سبک منحصر‌به‌فرد او می‌شود.

2-دکوپاژ

این قسمت بیشتر وظایف فنی کارگردان و بخش تصویری فیلم می‌شود. مانند نوع پلان، وضعیت صحنه، جایگاه و حرکت دوربین، تعداد تصاویر لازم برای نشان دادن یک موقعیت صحنه‌ای، دیالوگ و صداها می‌شود. دکوپاژ در مرحله‌ی پیش‌تولید انجام می‌شود و کارگردان آن را بر اساس فسلمنامه و بر آن انجام پیاده می‌کند و سپس با کمی تغییرات (بسته به شرایط هنگام فیلمبرداری) در مرحله تولید انجام می‌شود.  سلیقه‌ی کارگردان در بستن دکوپاژ فیلم، به ضرباهنگ و ریتم فیلم منجر می‌شود.

3-کمپوزسیون

کمپوزیسیون به معنای ترکیب‌بندی به چگونگی قرارگیری عناصر هر صحنه در کنار یکدیگر اطلاق می‌شود. کمپوزیسیون با پرداختن به رنگ، نور، بافت و چینش عناصر در هر صحنه در نهایت به احساسات و درک مخاطبان از صحنه منجر می‌شود.

4-توازن

توازن به معنای تعادل بین عناصر صحنه به لحاظ بصری در یک کادر و از زاویه دوربین تعلق دارد.

5-پرسپکتیو

تغییر فاصله دوربین با صحنه و به‌کارگیری عدسی‌های متفاوت دوربین فیلمبرداری با هدف ایجاد حس توهم در تماشاگر باعث القای دوری و نزدیکی عناصر نسبت به یکدیگر و حس تصویر سه‌بعدی بر پرده دو‌بعدی می‌شود.

6-خط فرضی

خطی که دوربین در یک سوی آن قرار دارد و موقعیت صحنه‌ای در سوی دیگر این خط منجر به گرفتن نماهای درست از یک صحنه می‌شود. رعایت جزئیات هر صحنه و محل دقیق قرارگیری دوربین در هر صحنه نکته‌ای است که بایستی به طور دقیق رعایت شود تا اختلالی در خط فرضی به وجود نیاورد.

7-ترانزیشن

ترانزیشن به معنی انتقال و اتصال صحنه‌ها با هدف تداوم منطقی و جذاب در تغییر زمان و مکان صحنه‌ها رخ می‌دهد. ترانزیشن توسط یک نمای میانی بین دو نمای مرتبط با هم، به‌کارگیری رنگ مشابه در انتهای صحنه اول و ابتدای صحنه دوم، بازی با نور و یا دیالوگ، صحنه‌ها را به یکدیگر منتقل می‌کند.